Free read ´ تکه‌هایی از یک کل منسجم ✓ eBook ePUB or Kindle PDF

Free read تکه‌هایی از یک کل منسجم

Free read ´ تکه‌هایی از یک کل منسجم ✓ eBook, ePUB or Kindle PDF ✓ شاید زندگی پیدا کردن بخش‌هایی از خودمان در تکه‌تکه‌هایی از یک کُلِ منسجم استپیدا کردنی که به‌ اندازه‌ی یک??هایی که قرار می‌گیریم، در فیلم‌هایی که می‌بینیم، در تاریخی که مرور می‌کنیم و حتی در کوچه‌ای که هیچ عابری ندارد و باد درخت‌هایش را بدون حضورِ تماشاچیان نوازش می‌کن. پونه ی عزیز ، امسال کتابت به عنوان کادوی تولد هجده سالگی ام به دستم رسید و الان که تمومش کردم می تونم با جرئت بگم بهترین هدیه ای بود که تا به حال گرفتم نمی دونم مطالب کتابت برای آدم هایی که از من بزرگترن چه تاثیری داشته یا داره ولی برای من که تازه امسال وارد دنیای بزرگسال ها شدم ، بی نهایت کمک کننده بود کتابت رو در حالی خوندم که چیزی به اسم پذیرش رو تا به حال تجربه نکرده بودم پذیرش خودم ، زندگی و تمام چیز هایی که اتفاق افتاده ان و من دوست نداشتم اتفاق بیفتن و بعد از خوندن کتابت ، ذهنم روشن تر شد کتابت رو درحالی خوندم که چهار ماه دیگه کنکور دارم و باید سرم تو کتاب های گسسته و هندسه و فیزیک باشه اما خوشحالم که کتابت رو خوندم ، گسسته و هندسه و فیزیک جذاب اند و کنکور مهمه اما نزدیک شدن به آدم درونی و یاد گرفتن ابراز درست خودت مهم تره نمی گم کتابت همه ی راه زندگی رو نشون من داد یا زندگیم رو نجات داد چون این حرف ها دور از منطق اند کتابی یا آدم دیگه ای نمی تونه زندگی کسی رو عوض کنه ، هر کسی که مسیر زندگی اش عوض میشه ، خودش این کار رو انجام داده اما میگم کتابت ذهن من رو به عنوان یک دختر هجده ساله که تازه می خواد با واقعیت های دنیای بزرگسال ها آشنا بشه ، روشن کرد و احساسات درونی یا به قول خودت آدم درونی من رو به من نشون داد کاش می تونستم بیشتر از پنج تا ستاره بدم به کتابت ، به قلم زیبات و توصیف های به دور از شعار و کلیشه ای که داشتی روزگارت سرشار از خوبی و ممنون

روزبه معین (Rouzbeh Moein) å 8 Read

است ما در مسیرشان قرار بگیریم، آن وقت اگر هشیار باشیم، شاید بخش‌هایی از خودمان را ببینیم بخش‌هایی از خودمان را در رابطه‌ها و در آدم‌هایی که تجربه می‌کنیم، در موقعیت?. مدت ها بود که احساس نیاز به خواندن کتاب های خودیاری نمی کردم البته این کتاب را هم نمی توانم یک کتاب خودیاری صرف بنامنم‌به این نتیجه رسیده بودم رمان برای من کافی است‌ و زندگی همان رمان است تا نازنین روزی از این کتاب گفت از کتاب خانه به دستش رسیده بود و چقدر دوستش داشته و حتما میخواهد کتاب را بخرد تا برای خودش داشته باشد چند ساعت در کتاب فروشی های انقلاب و کریم خان پرس و جو کردیم ولی چاپش تمام شده بودبعد از مدتی که کتاب را خریده بود و دوباره خوانده بود، میگفت جوری ارتباط گرفته و دوستش داشته که میخواهد بعد از هر 20 کتابی که می خواند، یکبار دیگر این کتاب را بخواند این تعریف کافی بود که ترغیب شوم و بگویم که دیگه وقتشه این کتابو بخونمولی انگار کافی نبود گذشت و گذشت تا رسید به فاجعه ی هواپیمای اوکراینی داغ دلمان را تازه نکنمکه هر چه بگذرد، رد تازه و جدیدی از گذشته و سوگواری را حادث می شوددر بین عکس های دلخراش؛ آن وسایلی که به عکس آدم ها سالم به زمین رسیده بودند بین کتاب های کودکان که آتش به دل می انداخت؛ کتاب پونه مقیمی در چشمم فرو رفت ، و مضاف که در صفحه ای عجیب باز شده بود با این عنوانترس هایی که هم سن خودمان نیستنداثر غم این ماجرا بیشتر از هر چیزی بر من حس ناامنی بود که زندگی دارد دید واقع بینانه و شفابخشی از همین کتاب، بعد گذشت این مدت گرفتم هرچند کافی نیستجدا از حس درک بهتر زندگی، من اصولا یک وجه هیجانی خیلی موثر دارم که باعث سینوسی شدن کارآمدی یا بهتر بگویم رضایت مندیم در زندگی شخصیم می شود این کتاب دراین مدتی که می خواندم با یک شیب متعادل و رو به بهبود من را نگه داشت و از همین تاثیر من هم مثل نازنین میخواهم کتاب را بارها بخوانم و به همین جهت هیچ کجای کتاب علامتی نذاشتم تا تمامش برایم بار دیگر مثل بار اول تازه ولی با درک جدید همراه باشدخیلی چیزهای دیگری از کتاب یاد گرفتم شما هم بخوانید و امیدوارم کلی لذت ببرید نویسنده در صفحه های آخر متنی از سیمون دوبووار آورده که من هم همذات پنداری کردم از جهت کشف تجربه های جدید و ترک عادات مثل تجربه ام از خواندن همین کتاباز آن پس می کوشم که خودم را به چیزی استوار وصل کنم، می کوشم زمان حالی بیابم و آن را مستقر کنم و به آن گسترش دهم‌ به سفر می روم تا دنیای دست نخورده ای بیابم که زمان برآن سلطه ای نداشته باشد در حقیقت، دو روز سفر، شناختن شهری تازه، از شتاب حوادث می کاهد دو روز در سرزمینی جدید، به اندازه ی سی روز در جایی آشنا که بر اثر افسردگی کوتاه شده، ارزش داردعادت، زمان را صاف می کند انسان بر روی آن گویی که روی کف پوشی بیش از حد روغن خورده، می لغزد از کتابسالخوردگی

Free download ☆ eBook, ePUB or Kindle PDF å روزبه معین (Rouzbeh Moein)

تکه‌هایی از یک کل منسجمشاید زندگی پیدا کردن بخش‌هایی از خودمان در تکه‌تکه‌هایی از یک کُلِ منسجم استپیدا کردنی که به‌ اندازه‌ی یک عمر طول می‌کشدو تکه‌هایی که همه‌جا حضور دارند و فقط کافی. مثل کودک نوپایی که برای راه رفتن به گرفتن دست ما احتیاج داره، ما هم برای طی کردن مسیر زندگی و بلند شدن به دنبال هر زمین خوردن، به کسی احتیاج داریم که دستمون رو بگیره و کمکمون کنه که دوباره بایستیم با این کتاب، یاد می گیریم که چطور اون شخص خودمون باشیم که چطور یاد بگیریم منتظر یک ناجی نباشیم و با افکار درست بتونیم دست خودمون رو بگیریم و خودمون ناجی خودمون باشیماگه بخوام این کتاب رو به کسی پیشنهاد بدم، بهش میگم فقط فهرستش رو یه نگاهی بندازه میدونم که با خوندن فهرست، جادوی این کتاب براش شروع میشه کم کم یاد گرفتم آدم ها را آنطور که هستند بپذیرم نه آنطور که من می خواهم باشند پونه مقیمی رو سالهاست بخاطر علاقه م به روانشناسی دنبال می کنم و وقتی خبر چاپ کتابش رو شنیدم، می دونستم که نباید از دستش بدم طی سه ماه تابستون این کتاب رو آروم آروم مزه مزه کردم و اجازه دادم تا طعم تلخ و شیرین خیلی از حرف هاش توی ذهنم گرد و خاک به پا کنه، گرد و خاکی که وقتی روی زمین مینشست، انگار چشمهای من بازتر میشد و میتونستم خیلی اتفاقات رو در جهان درون و بیرون خودم واضح تر ببینم پونه مقیمی به زبان من و تو حرف میزنه، زبانی که به دل میشینه و احساس میکنی کاملا دلسوزانه روبروت نشسته و داره باهات حرف میزنه و تو رو مخاطب قرار میده، و چه خطاب دلچسبیه گاهی میون حرف هاش لبخند میزنی، گاهی با یه حقیقت تلخ مواجه میشی و بعد از کنار اومدن باهاش، زیرنظرش می گیری و سعی می کنی تا کنترلش کنی و آخرش؟ آخرش دلت میخواد راهی بود تا میشد خط به خط حرفهاش رو توی ذهنت حک کنی تا توی هر موقعیت، توی هر زمین خوردن، بتونی با یادآوریش راحت تر بایستیحالا دلم میخواد توی مسیری که پیش رو دارم، این کتاب مثل یه دانای کل کنارم باشه و منو همراهی کنه چون هرچقدر هم خیلی از حرف هاش رو بلد باشم، من و تو خوب می دونیم که ماها توی سختی ها ریسِت میشیم انگار و احتیاج داریم به یادآوری خیلی از چیزهایی که بلدشون بودیم و فراموششون کردیمدلم میخواد کلمه به کلمه از هر فصل تکه هایی از یک کل منسجم رو توی یه جعبه ذهنم بریزم و درش رو ببندم روی هرکدوم هم بنویسم که این جعبه رو کجای زندگیم باز کنم و بهش پناه ببرم دلم میخواد اعتیادم، مشق شبِ این کتاب باشهدلم میخواد تکه هایی از یک کل منسجم رو از بر کنم میدونم که میتونم 🌱 اگر دوست داشتید معنایی برای دردهایتان بیابید، کلمه چرا را از ذهنتان پاک کنید کسی جوابی برای اینکه بفهمید چرا برای شما این اتفاق افتاده است ندارد بگردید به دنبال این سوال؛ اگر این اتفاق ها و دردها فرصتی برای نزدیک شدن به خودتان باشد، قرار است در این فرصت چه چیزی را یاد بگیرید؟ و قرار است این فرصت به شما چه بگوید؟ و آگاه باشید که بدن شما برای این دنیا طراحی شده است پس به شما کمک می کند که رد شوید تموم میشه رد میشیم کافیه توی دریای گذشته غرق نشیم و شنا کنیم و الان درست ترین لحظه س برای تجربه این احساسذکر این روزهام؟تسلیمم در برابر هر آنچه در توان من نیستنهم مهر نود و هشت 🍁